تبليغاتX
مریوان زیبای من...

 

 

 

 عکس شماره  ۹

 

در مطلب قبلی برای ارائه راه حل مشکل«تهاجم مغازه داران به پیاده روها» گفتیم که نیاز به «زمان» و «برنامه ریزی مشخص و هدف دار» داریم و این سؤال ماند که چه کسی مجری این برنامه ها خواهد بود؟
بدون شک اجرای هر طرح و پروژه ای، مستلزم سیستم و مجموعه ای است دارای ساز و کار متناسب با برنامه و اهداف آن. طی قرن های متمادی آزمون و خطا، سرانجام تجربه بشری ثابت کرد که سپردن اداره امور جامعه به دست جمعی منتخب، بهترین شیوه برای رسیدن به آرمان های یک زندگی جمعی ایده آل است. امروزه در سراسر جهان تشکیل دولتی انتخابی و تعیین چهارچوب فعالیت هایش در قالب «قانون اساسی» مورد توافق همگان است. این دولت موظف است با استفاده از پتانسیل های مادی و معنوی (که در واقع متعلق به تمامی مردم است) طی یک برنامه ریزی هدف دار، در درجه اول رفاه مادی انتخاب کنندگان خود را فراهم آورده، همزمان مسیر توسعه و پیشرفت همه جانبه را در پیش گیرد. اما سازمان های غیردولتی نیز در عین این که فعالیت های دولت را زیر نظر دارند، می توانند در مواردی پیشتر و بیشتر از دولت اقداماتی را برای بهبود وضعیت جامعه در امور مختلف عهده دار شوند.
اما در فضای کنونی جامعه ی ما، که بنا به دلایلی( و شاید دلایل هایی!) سازمان ها و انجمن های مردمی (با آن مردمی دیگر اشتباه نشود) نمی توانند فعالیت مستمر و تأثیرگذاری داشته باشند، ناچار! باید روی خود را متوجه ادارات ونهادهای حکومتی نماییم.

                             

عکس شماره    ۱۰                    عکس شماره    ۱۱

 در بین گزینه های فرمانداری، مخابرات، شهرداری و شورای شهر، گزینه های «مخابرات» و «شورای شهر» به دلیل بی ارتباط بودن اصل قضیه به آن ها، حذف می شوند.(در اصل کلمه «شهر» در عنوان «شورای شهر» به معنای عربی آن «ماه» است و این ترکیب یعنی «شورای ماه» یعنی شورایی که مشغول رتق و فتق امور مربوط به کره ماه است و هر ماه یک بار تشکیل جلسه می دهد).
می ماند فرمانداری و شهرداری: و چون اصل بر برائت است و فرمانداری هم از هرگونه دخالت در امور شهری کاملا بری و پاک است و فقط مشغول عمران و آبادانی در خارج از شهرهاست(مثل بازارچه های مرزی و اتوبان ها) پس آشکارا دایره کار وی! از شهر خارج و هیچ ربطی به پیاده رو ندارد. پس فقط می ماند شهرداری خودمان!(یعنی خودمان انتخاب نکرده ایم برخلاف تمام دنیا! اما فکر می کنیم شهرداری مریوان یعنی شهرداری شهر خودمان – عجب فکر بکری!)
و فقط شهرداری می تواند با یک برنامه ریزی مدون و حساب شده این اولین زشتی شهر را از بین ببرد و فقط شهرداری می تواند و تا حالا هم انجام نداده و به همین خاطر ما نوشته ایم «...شهر زشت شهردار» چون اقدام نکرده است در حالی که هم ساختارش را دارد هم تخصصش را و هم نفوذ قانونی را . اما یک چیز بسیار مهم را ندارد:
«محبوبیت و حمایت مردم» را ندارد.

                                  

عکس شماره    ۱۲                       عکس شماره    ۱۳                       عکس شماره    ۱۴


اگر از اول مطالب ما را دنبال کرده باشید آن اول ها گفتیم که یا از راه قناعت درونی و یا زور و اجبار بیرونی می توان انتظار رفتارهای مثبت را از افراد داشت و حلقه گم شده هم همین جاست.
تمام برنامه ریزی های این مرز و بوم در غیاب شخصیت فرد صورت می گیرد. بدون توجه به وضعیت کنونی «انسان» دارای محدوده فرهنگی و جغرافیای خاص و دور از آینده نگری برای او برنامه هایی مقطعی و اکثراً با اجبار و توسل به زور و خشونت در یک مقطع مشخص زمانی اجرا شده که همواره نتیجه ای عکس و بدون ثمر به همراه داشته است و اگر جز این بود امروز ما شاهد این همه زشتی نبودیم.
هنگامی که فرد، ساده ترین و ابتدایی ترین حقوق انسانی خود را آشکارا پایمال شده می بیند و دستیابی به آن ها با افسانه آمیخته است، بسیار مشکل بتوان او را ملزم به رعایت حقوق فرد دیگری کرد. اگرسخن از مقید بودن مردمی گفتیم که خود وظیفه شناس هستند باید بدانیم که قبل از تجویز هر نسخه ای برای آن ها، نخست بستری مناسب برایشان فراهم آورده اند تا در آن آسوده گیرند و سپس به درمان آن ها پرداخته اند.
اینجا اما همه فقط بلدند مسکن بنویسند، اینجا معاینه ای در کار نیست: نمی پرسند چه می خوری؟ چطور می خوابی؟ چه می پوشی؟ چه می خواهی؟... فقط می پرسند کجا می روی؟ چکار می کنی؟ مگر نمی دانی قدغن است؟
اینجا مردم فراموش شده اند کسی آن ها را به خاطر نمی آورد، نمی بیند، نمی شنود و نمی خواهد. و چه بدفرجامی است دوری گزیدن ازصاحبان حقیقی این مُلک.
اما باید خود چاره ای بیندیشیم که در این حال و روز ما، به امید حق حیات و سخن و فکر نشستن و غم خوردن نه تنها چاره کار نیست که ما را زارتر می کند و:
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
پس باید برخیزیم.

               

 عکس شماره    ۱۵                        عکس شماره    ۱۶


برای حل این زشتی اول - که تعرض مغازه داران به پیاده روهاست -  شهرداری اول باید از خود آغاز کند. شهردارمان که جدید است پس در یک جلسه عمومی «ترجیحا استادیوم نه سالن کوچولوی ارشاد» ضمن معرفی خود به شهروندان قول صادقانه می دهد که قصد دارد شهر مریوان را لایق همان عنوان بهشت گمشده ایران سازد و سپس با بیان مشکلات ریز و درشت شهر، برنامه های خود را اعلام می کند. 
در قدم اول باید از راه توجیه و روشنگری وارد شود: طی یک هفته آقای شهردار در غیر ساعات اداری با بازدید شخصی از وضعیت پیاده روها، رودررو با صاحبان مغازه ها صحبت می کند و از آن ها دلیل این تعرض را جویا می شود.
و ما از حالا می دانیم که جوابشان چیست! ببینید:

می گویند: خوب «همه»، وسایلشان را بیرون آورده اند ما هم روش!
جواب شهردار: مرد حسابی هرکاری که«همه» کردند که نباید شما هم بیفتی دنبالش. ناسلامتی شما را یک عقل داده اند و دو چشم و دو گوش آمدیم یک روز همه با زیرشلواری آمدند بیرون شما هم می آیید؟ اگر می آیید که دیگر حرفی نیست شما هم روش!
بعد جواب می دهند : برای این وسایل مغازه را آورده ایم بیرون که جلو چشم باشد و فروشمان برود بالا.
جواب شهردار: شما با این کارتان بیشتر پدر مردم را آورده اید جلوی چشمشان تا وسایلتان را و از بس به خاطر این که با وسایلتان تصادف نکنند و {شرعی و غیرشرعی} به هم تنه زده اند که دیگر شورش درآمده. مگر پیاده رو ویترین و بیلبورد مغازه شماست که همه باید ببینند.
بعد آخر سر با تبسم می گویند: خوب دیگر چکار کنیم حالا. (انگار می خواهند یک جوری! قال قضیه را بکنند)
جواب شهردار: خوب ما می گوییم چکار کنید حالا لطف کنید و همه وسایلتان را بیاورید داخل مغازه و این عروسک های خیمه شب بازی را هم که آویزان کرده اید بردارید.

البته آقای شهردار باید به یاد داشته باشد که به خاطر بی رنگی حنایشان اصلا و ابدا زبان به تهدید نگشایند که نقشه مان خراب می شود و فقط و فقط باید سعی کند تعداد بیشتری از مغازه های خاطی را سر بزنند(همان «همه»!) تا قاطعیت در اجرای برنامه شان بر همگان معلوم شود. یک لشکر خدم و حشم هم دنبال خودش راه نیندازد، بلکه ساده و اگر شد با لباس مبدل!
در طول همین یک هفته ای که مشغول سرکشی «همه» هستند، برنامه های دیگر برای آقای شهردار داریم که به زودی اعلام می کنیم.

 

 

عکس شماره ۱۷  

 

    

عکس شماره ۱۸

چه تبلیغات زیبایی...

 

    

عکس شماره ۱۹

قصابی هم می کنیم...

نبود؟...

 

 


همیشه منتظر نظرات و راه حل های شما هستیم:

- دوست عزیز آقای ناصر برزوئی ضمن تشکر از نظر شما، روش ما نقد برنامه است و نه نقد اشخاص با اسم و فامیل! بیایید این قدم آغازین را صحیح برداریم که خشت اول نهادن راست بسی از تعمیر دیوار بی پایه سودمندتر است.

- گرامی آقای عرفان... اتفاقا منتظر همین نظر شما بودیم. شطرنجی کردن صورت اشخاص و پلاک ماشین ها که جای خود دارد ما پشت سر افراد و شماره کفش هایشان را هم شطرنجی نموده ایم تا خدایی نکرده این تصاویر ما باعث دردسر کسی نشود. در عکس های ما تر و خشک  قاطی هستند و ما نمی گذاریم با هم بسوزند.

 بزرگواران و عزیزان
آوردن اسم اشخاص در نظرات مفیدتان، نه تنها سودی ندارد بلکه ارزش نظرات راه گشای شما را برای خوانندگان کمرنگ می کند. خواهشمندیم از آوردن اسم و مشخصات افراد خودداری فرمایید.
از دوست گرامی آقای ناصر عبدی هم که توجه ما را به شورای شهر جلب نمودند تشکر می کنیم. قضیه اندازه و میزان سنگینی گناهان و خطاها فعلا مطرح نیست و همچنان که خودتان اشاره داشتید موضوع عدم وجود برنامه مناسب و عملی است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385      |